خرید بک لینک

خبرنگاران سختكوش رسانه ملي در هر برههاي از تاريخ اين منطقه حادثهخيز و جهان پر از واقعه ، تلاش كردهاند نقش مؤثري داشتهباشند . اين تلاش گرچه شايد گاهي در كنار ديگر شبكههاي خبري دنيا و امكاناتشان دور از چشم مانده باشد اما هميشه در خدمت بيان حقايق است و زماني كه با مهارت و شجاعت خبرنگار و همتي جمعي براي رساندن به موقع آن به مخاطب همراه شود مانند آنچه در كودتاي تركيه رخ داد، مي تواند گوي سبقت را از تمام رسانه هاي مجهز خبري دنيا بربايد.

ويژگيهايي كه به گفته تعدادي از خبرنگاراني كه تجربه اين كار را داشتهاند از ملزومات «خبرنگاري در شرايط سخت» است.

مهارت، آگاهي و شجاعت

حسن قرباني از بازنشستگان عرصه خبر رسانه ملي، مدرس و كارشناس علوم ارتباطات و روزنامهنگاري است كه 35 سال سابقه فعاليت خبري در صداوسيما و مطبوعات دارد. او در بحرانهايي مثل جنگ 33 روزه لبنان، جنگهاي اول و دوم آمريكا در عراق، افغانستان و برخي بحرانهاي داخلي خبرنگار رسانه ملي بوده است. قرباني درباره ويژگيهاي خبرنگاري در موقعيتهاي سخت ميگويد: زماني كه از خبرنگاري در بحران سخن ميگوييم از موقعيتهاي متفاوت با مواقع عادي ياد ميكنيم. بحران ممكن است انفجاري عظيم در مركزي حساس در كشور، وقوع يك جنگ بزرگ در منطقه، زلزله و... باشد. امكان دارد آب وهوا، امكانات و ابزار شرايط عادي عوض شود و خبرنگار بايد براي مواجه شدن با آن خود را آماده كند. قرباني اضافه ميكند: خبرنگار بحران بايد در وهله اول منابع خبرش را حفظ كند و بداند كدام منابع خبري ميتواند اطلاعات كافي به او بدهد. او تأكيد ميكند: خبرنگار بايد سوژههايي بيابد كه درعين جذابيت خبري بتواند اطلاعات كافي را در اختيار مخاطب قرار دهد و اضافه ميكند: خلاقيت در اين وهله مهم است و اگر فقط در ارائه گزارش طوري عمل كنيم كه تفاوتي با اوضاع عادي ندارد مثلا فقط آمار كشتهشدگان زلزله را اعلام كنيم، جذابيتي براي مخاطب نخواهد داشت.

توصيه اين خبرنگار باتجربه اين است: كسي كه براي كار در بحران انتخاب ميشود بايد از آمادگي جسماني مناسب برخوردار باشد.

او مي گويد: خبرنگار بايد با بهرهگيري از اطلاعات روز، شرايط سخت را پيشبيني و ابزار و عوامل ورود به آن را آماده كند. امكانات از ديدگاه قرباني، يكي ديگر از ضروريات خبرنگاري بحران است. او مي گويد: خبرنگار ممكن است دست خالي تا قلب رويداد برود اما اگر امكان انعكاس نيابد انگار كاري نكرده است.

قرباني از تجربهاش از جنگ 33 روزه چنين ميگويد: ما سومين گروه خبري بوديم كه روز حمله رژيم صهيونيستي به "قانا" رسيديم، پيش رسيدن از شبكههاي خبري بزرگ، اما چون ابزار ارسال خبر نداشتيم بايد صبر مي كرديم تا از امكانات ديگر شبكهها مثل العالم براي مخابره خبرمان استفاده كنيم.

او همچنين كسب اعتبار و ارتباطات مناسب با منابع خبري را از عوامل مهمي ميداند كه به خبرنگار كمك مي كند اخبار دسته اول را كسب كند.

دسترسي به منابع خبري، مهمترين اصل

سيد محمدرضا فخاري از سردبيران اداره كل توليد اخبار داخلي است كه 20 سال سابقه فعاليت خبري دارد. تحصيلاتش در زمينه علوم سياسي است و از سال 1385تا 1389 بهعنوان خبرنگار در افغانستان مأمور بوده است.

او درباره خبرنگاري بحران ميگويد: در مواقع بحراني بايد با حداقل امكانات، كار حرفهاي ارائه داد و خبرنگار بايد از تمام مهارتهايي كه كسب كرده بهخوبي استفاده كند. او معتقد است خبرنگار در مناطق جنگي بايد خبرنگار كولهپشتي باشد به اين معنا كه تمام كار يك گروه خبري را بتواند انجام دهد. در مواقع عادي حدود پنج نفر گروه خبري را تشكيل ميدهند كه مسئوليتهاي تصويربردار، صدابردار، مسئول فني، خبرنگار و راننده را برعهده دارند. گاهي در بحران تمام اين مسئوليتها بايد در يك خبرنگار خلاصه شود.

فخاري ميگويد: در برخي كشورهاي غربي براي اينكه خبرنگاري آن سطح عالي از مهارتش را به نمايش بگذارد بايد شش ماه تا يك سال در مناطق جنگي تجربه بهدست آورد و به نوعي براي خود اعتبار كسب كند.

استفاده از ابزار تجهيزات سبك از نظر اين سردبير خبر موجب چالاكي بيشتر خبرنگار ميشود و بايد در بحرانها به آن توجه شود.

اهميت حفظ جان نيز از ديدگاه او بسيار مهم است و تأكيد ميكند: خبرنگار بايد سلامت باشد، در غير اين صورت خود سوژه خبرنگاران ميشود. استفاده از جليقههاي ضد گلوله و كلاه ايمني و نظير آن به گفته فخاري از عوامل حفظ جان خبرنگار است و اهميت بسيار دارد.

فخاري استقرار در مكانهايي كه كانون خبر است و دسترسي به منابع خبري و داشتن ارتباطات قوي را از مهمترين عوامل دسترسي به اخبار دقيق و درست در بحران ميداند و ميگويد: براي آگاهي از آمار و ارقام بحرانها نظير كشتهها و مجروحان، درجه لرزش زمين و ... ، بايد با منابع پاسخگو نظير وزارت بهداشت، پليس، دفاع و... ارتباطي قوي داشت و اين ارتباط به مدد مهارت خبرنگار در ايجاد آن صورت ميگيرد. ارتباط با دلالان خبري در بحرانها از تجربياتي است كه او را در تهيه خبر در بحرانها، در كنار ارتباطات قوي با ديگر منابع خبري كمك ميكند.

نكته جالب توجه كه فخاري در تجربه حضورش در بحران افغانستان به آن اشاره ميكند اين است كه حضور سريع در محل حادثه ممكن است در اوضاع سياسي خاص، اين سوءتفاهم را ايجاد كند كه شايد خبرنگار از وقوع اين حادثه از قبل خبر داشته است و لذا بايد به آن توجه شود.

او همچنين ميگويد: در هر حادثه اي خبرنگار بايد فكر كند كه پيش از اينكه خبرنگار باشد يك انسان است و اگر توانست كمكي براي نجات جان حادثهديدگان كند، دريغ نكند. نشان دادن تمام آثار واقعه و صحنههاي دلخراش نيز از ديدگاه او اثر مطلوبي بر مخاطب ندارد. فخاري ميگويد: خبرنگار بايد از خلاقيت خود براي تشريح اوضاع، با نمادهايي كه بهطور غيرمستقيم عمق واقعه را نشان ميدهد بهره ببرد. مانند انفجاري كه در افغانستان روي داده و او براي نشان دادن عمق فاجعه به نشان دادن تصاوير عبور و مرور آمبولانسها براي انتقال زخميها اكتفا كرده است.

فخاري معتقد است خبرنگاران ما در بيشتر اوقات از ديگر خبرگزاريهاي دنيا پيش بودهاند و اگر گاهي به نظر رسيده كه آنها بهخوبي ديگر خبرنگاران عمل نكردهاند بهعلت محدوديتهايي بوده كه براي خبرنگار ايجاد شده است. او ميگويد گاهي خبرنگاران رسانههاي غربي وانمود ميكنند كه در دل حادثه هستند. او خبرنگار يك شبكه معروف خبري غربي را مثال ميزند كه از گروه متخاصم خواسته تا با شليك چند گلوله به نقطهاي كه در ديد دوربين اوست، اوضاع را متلاطم نشان دهند تا او گزارشش را بر روي اين تصاوير به خورد مخاطب دهد.

وي از مظلوميت همكاراني ياد مي كند كه با وجود حضور در بحران هيچگاه تصويري مقابل دوربين نداشتهاند و در پشت صحنه فعاليت كردهاند.

فخاري در روزهاي حضور در افغانستان شرايط سختي را تجربه كرده چراكه گاهي او سه ماه از خانواده خود بيخبر ميماند.او، در اين مواقع خانواده خبرنگار نيز در حالت بحران بنه سر ميبرند و بايد حتما فكري به حال دلگرمي آنها كرد و شايد يك تماس ساده با خانواده و اطمينان خاطر دادن به آنها از سلامت عزيزشان بتواند آرامشي براي خاطر نگران آنها باشد.

در عراق چند بار تا مرز كشته شدن رفتيم

جعفرعزيزي نيز 18 سال سابقه خبرنگاري دارد و كارش را با خبرنگاري ورزشي شروع كرده است. با آغاز جنگ افغانستان از خبرنگاراني بود كه تحولات حمله امريكا به اين كشور را پوشش ميداد و هنگام جنگ عراق و آمريكا با تجربهاي كه از افغانستان كسب كرده بود، به عراق اعزام شد.

او در اين تجربه دوساله در كنار خبرنگاران بزرگي كار كرده و به گفته خودش از آنها آموخته است. عزيزي ميگويد: در عراق چهار، پنجبار تا پاي كشته شدن رفتيم، يك بار هم پايم آسيب ديد و سه هفته در گچ بود.

او پيش از همه ويژگيها ذوق و علاقه به كار را براي حضور در بحران براي يك خبرنگار ضروري ميداند. اعتماد به نفس نيز از ديدگاه او لازمه كار است. عزيزي تأكيد ميكند: خبرنگار بايد به محيط تسلط داشته باشد و اگر شرايط منطقه را بشناسد و بداند چگونه بايد عمل كند، ميتواند واقعه را بهخوبي پوشش دهد. حضور بهموقع در محل و سرعت عمل نيز به عقيده او بسيار مهم است و آشنايي با ترفندهاي نيروهاي متخاصم از نظر او مي تواند در حفظ جان خبرنگار و گروهش موثر باشد. مثلا در زمان حضور او در عراق، گروههاي متخاصم با اطلاع از اينكه بلافاصله پس از وقوع يك حادثه در محل، خبرنگاران در آن جمع مي شوند دوباره به آن منطقه پس از ساعتي حمله ميكرد و جان خبرنگاران به خطر ميافتاد.

عزيزي از حضور بهموقع خبرنگاران رسانه ملي در عراق و سوريه سخن ميگويد و اضافه ميكند: خبرنگاران ما در ميدان حضور پررنگتري دارند اما محدوديتهاي كشورهاي بحرانزده و سياستهاي رسانههاي غربي براي سرپوش گذاشتن بر روي حقايق، گاهي اين سوءتفاهم را بهوجود ميآورد كه حضورشان كمرنگتر است.

او از زماني سخن ميگويد كه محدوديت مالي گروهش را در 38 روز حضور در منطقه آزار داده و دست باز خبرنگاران ديگر رسانههاي خبري دنيا موجب شده كه اين رسانهها ارتباط بهتري با منابع خبري برقرار كنند. حمايت ارتش عراق از خبرنگاران شبكهاي غربي هم از عواملي است كه به اعتقاد عزيزي موجب حضور بيشتر خبرنگاران آنها در صحنه شده است.

اعتبار و محبوبيت شبكههاي رسانه ملي در عراق

جلال خالدي هم از خبرنگاران آزاد ما در عراق است اما كارش را از اخبار استانهاي واحد مركزي خبر شروع كرده و هنگام حمله آمريكا با عراق به اين منطقه اعزام شده و تا كنون دراين كشور مانده است و به رسالت خبري خود در اين منطقه ادامه ميدهد. او در مصاحبه تلفني ميگويد: هنگام پايين كشيدن مجسمه صدام در تكريت، پيش از همه خبرنگاران حضور داشته و خبر را ارسال كرده است.

بحران عراق به گفته او تا كنون 37 خبرنگار را قرباني كرده كه خيلي از آنها خبرنگاران آزاد بودهاند. خالدي بهعلت تهديدهاي پياپي، پنجبار خانهاش را عوض كرده اما علاقهاش بهكار همچنان او را پابرجا نگه داشته است. او به زبان عربي مسلط است و براي ديگر شبكههاي برونمرزي رسانه ملي خبر تهيه ميكند.

به گفته او، خبرنگاران ما در كشور عراق با ارائه اخبار واقعي و درست، از محبوبيت خاصي برخوردارند و با وجود همه محدوديتهاي ارتش عراق كه حتي براي خبرنگاران شبكههاي داخلي اين كشور اعمال ميكند وضع آنها از همه بهتر است و مورد وثوق مسئولان اين امر در ارتش عراق هستند.

خالدي ميگويد: در عراق بيش از 150 گروه خبري فعاليت ميكنند اما حتي گرفتن يك عكس با گوشي تلفن همراه جرم محسوب ميشود و مجازات دارد.

از ديدگاه او هم علاقه، شجاعت، برقراري ارتباطي خوب با ارتش كه تنها منبع خبري مجاز اين كشور است، از عوامل توفيق در ارائه اخبار درست و بهموقع است.

گروههاي خبري رسانه ملي آنطور كه خالدي ميگويد در تمام عملياتها عليه گروههاي تكفيري حضور دارند و شجاعانه بهخوبي كار ميكنند و همين امر موجب شده سهبار در جشنوارههاي خبري اين كشور براي رساندن صداي مظلوميت مردم اين كشور به دنيا، برتر شوند و جايزه بگيرند.

حضور در بحران از نگاهي ديگر

آنچه خبرنگاران درباره اوضاع بحراني و الزامات آن گفتند، حاصل تجربهاي بود كه بيان آن ميتواند در جغرافياي وسيع بحران در منطقه ما و لزوم حضور خبرنگارن رسانه ملي در اين عرصه نقشي داشته باشد. اما كريمي مدير اخبار نمايندگيها و خبرنگاران آزاد خارج از كشور نيز جنبههايي ديگر از اين تجربه را بيان كرده است.

آشنايي به زبان خارجي يكي از عوامل مهمي است كه به گفته مجيد كريمي در كنار تركيبي از معيارها در انتخاب خبرنگار اعزامي موثر است و ميتواند در برقراري ارتباط با منابع خبري آن كشور موثر باشد.

كريمي ميگويد: حضور بهموقع در محل وقوع حوادث و ارائه گزارشي ميداني نيز گزارش يك خبرنگار را در شرايط بحران اعتبار ميبخشد، بنابراين تسلط به سبك گزارشهاي ميداني و حفظ تمركز از ويژگيهاي خبرنگاران بحران است.

البته او ذكر اين نكته را ضروري ميداند كه: اينكه خبرنگار از چه امكاناتي براي خبرش بهره ميبرد بر عهده اين مديريت نيست و فقط گزارشهاي خبرنگاران مهم است كه در صورت احراز شرايط، خريداري و ارزيابي ميشوند.

به گفته مدير اخبار نمايندگيها و خبرنگاران آزاد خارج از كشور، حضور خبرنگاران در وضعيت جنگي كشورهاي ديگر مستلزم هماهنگي با نيروهاي نظامي ان كشور است و در غير از وضعيت جنگي خبرنگار بايد از پشتوانه ارتباطات قوي خود با منابع خبري بهره ببرد.

كريمي حس مسئوليتپذيري و علاقه به كار را در اطلاعرساني و اقناع مخاطب، مهمترين عاملي ميداند كه خبرنگار بحران را مجاب به پذيرش خطر و حضور در دل حوادث مي كند و او را مانند حسيني خبرنگار رسانه ملي در سوريه با وجود از دست دادن يك چشم و شنوايي يك گوش، براي بيان حقايق در كشور بحرانزده سوريه نگه ميدارد. يا مانند مجيد اخوان خبرنگار رسانه ملي در بحران تركيه تا نزديك تانك كودتاچيان ميبرد و تصويري ملموس و واقعي از اين واقعه تاريخي در يادها ثبت ميكند. يا مانند شهداي خبرنگار دفاع مقدس جان را فداي روايت ايثار مردم ايران ميكند. چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش،هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 18:44

صفحه بندی