خرید بک لینک

هر كس از مادرش قهر مي كند مي رود و خواننده مي شود» حتما بارها و بارها اين جمله را شنيده ايد. يك جستجوي ساده در گوگل هم با نتيجه هاي آن در صفحات بيشمار نشان مي دهد كه خوانندگي، راه هاي خوانندگي، چگونه خواننده شدن و... چقدر بارها مورد پرسش قرار مي گيرد.

«تب»؛ اگر از مفهوم واقعي و غيركنايي اين پديده بگذريم واژه اي است كه گاهي با مواجه شدن به علاقمندي هاي زياد يك جامعه و يا گروهي از آدم ها بيان مي شود. تب بازيگري، تب خوانندگي، تب جراحي پلاستيك. و اين تب چگونه كاهش مي يابد؟

البته اين سوالي نيست كه خبرگزاري مهر با عوامل برنامه «شب كوك» برنامه پربيننده موسيقايي مطرح كند اما بابي شد براي ورود به اين بحث كه چگونه يك برنامه تلويزيوني مي تواند به افراد درگير در يك معضل كمك كند تا بسياري از آنها وقتي وارد گود مي شوند، بفهمند كه اصلا براي آن كار ساخته نشده اند و با اولين تمرين ها براي خواندن در مقابل جمع از خوانندگي انصراف دهند و عطاي استعداد تشخيص داده شده به قوت دوستان و خانواده را به لقايش ببخشند.

در گفتگوي ما با عوامل برنامه «شب كوك» باربد بابايي مجري و كارگردان هنري، هادي و مجيد دميرچي تهيه كنندگان حضور داشتند.

در اين گفتگوها بيان شد كه يكي از اهداف «شب كوك» اين است كه علاقمندان به حوزه خوانندگي از طريق سايت هاي غيرمجاز و غيراخلاقي اقدام نكنند و همچنين اين امكان را داشته باشند تا در فضايي به دور از جذابيت هاي غيرمتعارف در كشور خودشان تست خوانندگي دهند.

*موسيقي در جامعه ما هنري عمومي تر است و فارغ از همه ويژگي هاي برنامه «شب كوك» مي خواهم ابتدا به اين بُعد از اهميت پخش يك برنامه موسيقايي در تلويزيون بپردازيم كه اين دست برنامه ها چقدر در هدايت درست جامعه امروز به سمت موسيقي و خوانندگي كمك مي كند و مي تواند تاثيرگذار باشد. مخصوصا كه فكر مي كنم تب خوانندگي يك تب هميشگي است و با چنين برنامه هايي كساني كه به عنوان شركت كننده به برنامه مي آيند، مي توانند تا حدودي قاعدهمندتر وارد گود شوند.

باربد بابايي: در سه دهه گذشته علاقمندان به حوزه بازيگري و خوانندگي بسيار زياده شده اند و مخصوصا خوانندگي بيشتر هم بوده است. وقتي ما نظام درستي براي جذب استعدادهاي خوب در حوزه موسيقي نداشته باشيم اين استعداد مي تواند به موسيقي زيرزميني ورود كند كه بخش عمده اي از آن فرهنگ ما را هم تحت تاثير قرار مي دهد. زماني كه ما طرح «شب كوك» را نوشتيم هدف گذاري مان اين بود كه بستري را فراهم كنيم كه در سراسر ايران هركسي كه فكر مي كند حتي يك درصد استعداد موسيقي دارد در برنامه آن را نشان دهد. اينكه علاقمندان توانستند در اين برنامه سختي هاي كار را ببيند كمك زيادي به بسياري از آنها كرد كه بسياري از آنها تنها در همان سري اول در برنامه شركت كردند و زماني كه روي صحنه آمدند خودشان بيان كردند كه حتي يك درصد آن چيزي هم كه فكر مي كردند، ديگر نيستند. يعني وقتي دوربين ها روشن شد، داورها در كناري آماده شدند و حضار به برنامه آمدند شركت كننده ها ديگر نتواستند اجرا كنند و عده اي مي گفتند كه فاميل و اطرافيانشان بسيار از آنها تعريف مي كرده اند و فكر مي كردند اگر به چنين مسابقه هايي بيايند نفر اول مي شوند در حاليكه ما دو هدف موازي در برنامه داريم يكي اينكه آن كساني كه مورد تعريف و تمجيد دوستان و اطرافيان قرار مي گيرند به اين برنامه بيايند و بفهمند كه خوانندگي چه كار سخت و علمياي است يعني در كنار استعداد ذاتي بايد علم آن را هم داشته باشند و اتفاقا بسياري در همان ابتداي راه بي خيال باقي مسير مي شوند و كنار مي كشند. هدف دوم هم معرفي چهره ها و استعدادهايي هستند كه مي توانند سرمايه آينده موسيقي ما و جايگزين خواننده هاي فعلي باشند چون خوانندگي يك حركت سينوسي است و يكي خواننده نمي تواند 20 سال روي بورس باشد.

نقطه اوج اين سينوس بعد از 5 يا10 سال براي يك خواننده پايين مي آيد و ما بايد به دنبال جايگزين باشيم. ما يك كشور 80ميليوني داريم و اين خوب نيست كه تنها هفت خواننده سالن ها را پر كنند و كنسرت بگذارند يا آلبوم بفروشند. ما بايد حدود 60 تا 70 خواننده با سبك هاي مختلف و متنوع داشته باشيم. «شب كوك» مي تواند به كساني كه فكر مي كنند خوانندگي را بلد هستند اثبات كند كه اين كار تخصصي است و افراد بايد دوره ببيند، كلاس بروند و آموزش ببينند و بعد از تمرين به سراغ اين كار بيايند. آنها هم كه كار خود را به تناسب انجام داده اند به برنامه بيايند و ديده شوند.

*آقاي دميرچي شما در حوزه موسيقي تهيه كننده هستيد و اين فضا را به خوبي مي شناسيد كه نسل جوان چگونه براي خواننده شدن هزينه مي كند و به دنبال فرد يا موسساتي است كه او را راهنمايي كند.

هادي دميرچي: پيش از اين برنامه؛ من، برادرم و آقاي بابايي (در زماني كه فعاليت تصويري نداشت) در حوزه هنر و مخصوصا در حوزه موسيقي، برگزاري كنسرت و تهيه آلبوم هاي موسيقي فعاليت جدي داشتيم. سال ها در مناطق آزاد مثل كيش و قشم فعاليت مي كرديم و همان جا دوستان زيادي را مي ديديم كه مي آمدند و نوعي تب خوانندگي در آنها هويدا بود. طرح ما براي يك مسابقه خوانندگي بسيار قديمي است و شايد خيلي پيشتر از اينكه بسياري از شبكه هاي مشابه و ماهواره اي به آن فكر كنند، به واسطه همان تب و تابي كه شما گفتيد بسياري حتي دوست داشتند كه مسابقه اي در حوزه خوانندگي داشته باشند و ما جداي از اين افراد نبوديم. آقاي بابايي هم سال ها بود كه چنين طرحي را داشت و حتي قبل از اينكه ما با او همكاري كنيم، طرحش را به يكي از شبكه ها ارايه كرده بود اما به دلايلي كه من احساس مي كنم قسمت بود كه اتفاقا ما با هم پروژه را جلو ببريم، طرح او در آن زمان مورد قبول واقع نشد.

هدفگذاري ما به اين شكل بود كه كمك كنيم تا افرادي كه مي توانند خوب بخوانند در يك فضاي تصويري و در سادگي و بدون جذابيت هاي غير متعارف، فارغ از پوشش هاي نامناسب، فارغ از حضور خانم ها خارج از چارچوب هاي اصالتي و فرهنگي در سيماي جمهوري اسلامي ايران و به گونه اي كه در شان برنامه و مخاطب باشد، به اجرا بپردازند و استعدادشان را در كشور خودمان نشان دهند.

دومين هدف ما اين بود كه از راه هاي نامتعارفي كه به استعداديابي مي پردازند، جلوگيري شود. به طور مثال عده اي از طريق سايت هاي غيرمجاز و غيراخلاقي سراغ اين كار مي روند و هدف ما اين بود كه اين افراد از راه درست و با شيوه درست در تلويزيون خودمان يعني جايي كه مخاطبانش خانواده هايمان هستند به اجرا بپردازند. سومين هدف ما هم خوانندگي بود. «شب كوك» مسابقه اي ساده در حوزه خوانندگي و نه موسيقي است. برنامه ساده اي كه بتواند با تبحر مجري كه پشتوانه موسيقايي دارد و با بداهه و طنزپردازي هاي وي جذابيت را هم در بر داشته باشد و اين اتفاق رخ داد چون باربد بابايي فقط مجري نبود. او بازيگر بود، صحنه را خوب مي شناخت، خودش نوازنده است و گام ها را مي شناخت و همه اينها كمك مي كرد تا او خوانندگي داوطلبان را بهتر هدايت كند. بابايي به شدت اعتماد به نفس دارد و ذاتا طبع طنازي دارد. از اين حيث هم توانست شركت كنندگان و هم داوران ما را به بازي بگيرد و صحنه را به گونه اي درآورد كه خانواده ها فقط به تماشاي يك مسابقه خوانندگي ننشينند. ما اصلا دوست نداشتيم برنامه اي بسازيم كه صريح و مستقيم به خوانندگي بپردازد بلكه خواستيم فضايي را فراهم كنيم تا خانواده ها بدون نگراني از اينكه برنامه روي كودك و نوجوانشان تاثير منفي بگذارد و يا جوانشان به واسطه موسيقي جذب مسايل ديگري شود و از اتفاقات مثبت مورد نظر خانواده دور شود، با ما همراه شوند. پيرو اين اتفاقات بسياري از شركت كنندگان ما و حتي مخاطبان فهميدند كه خوانندگي فقط اين نيست كه شما آواز بخوانيد بلكه به دانش و اطلاعاتي هم نيازمند است، به طور مثال مردم از طريق «شب كوك» اصطلاحات زيادي را شنيدند و ياد گرفتند و بسياري با شنيدن آنها به اين نتيجه رسيدند كه اگر شنونده اي قوي باشند بسيار بهتر از خوانندگي است و از صرافت آن افتادند.

بابايي: چقدر از من تعريف كرديد بايد از اينجا بروم.(با شوخي)

هادي دميرچي: البته من اين سخنان را به دليل اينكه باربد رفيق من است، نگفتم بلكه من واقعيت ها را بيان كردم.

*من هم فكر مي كنم اشكالي هم ندارد و نقطه قوت برنامه شما همين است كه يك تيم هستيد و شما سه نفر اتفاقا با هم دوستيد. شايد در ايران كمتر افرادي كه به صورت تيمي كار كنند ديده مي شود و ما گاهي مي بينيم در برنامه هاي تاك شو دايم عوامل تغيير مي كنند. به هرحال آقاي بابايي صحنه را در كنار آقاي مسعود فروتن مديريت و كارگرداني كردند.

بابايي: بله آقاي فروتن كارگردان تلويزيوني بودند كه موقعيت بسيار مهمي است و چنين فردي بايد بتواند تفكر كارگردان هنري، مجري و تهيه كننده را روي تصوير پياده كند. حضورشان افتخار بسيار بزرگي براي ما بود و هر شب در برنامه مي گفتند كه سال هاست در چنين موقعيتي قرار نگرفته اند چراكه چندين سال است كه در حوزه اجرا فعاليت دارند و اتفاقا ما در تلاشيم در فصل بعد آيتمي را طراحي كنيم تا آقاي فروتن بتواند به اجرا بپردازد و ما از صداي گرم و حال آرامشان بهره ببريم.

*با توجه به پيشينه اي كه شما و برادرتان داريد چقدر خودتان با كلاهبرداري و سوءاستفاده در حوزه موسيقي و مخصوصا خوانندگي مواجه شديد؟

مجيد دميرچي: خيلي از جوانان به دنبال اين هستند كه از طريق موسيقي به شهرت برسند منتها راه آن را نمي دانند يا به يك سري از دوستاني برخورد مي كنند كه در حوزه هاي مختلف هنري دست به سوءاستفاده مي زنند تا به اهداف مالي خود برسند و متاسفانه اين افراد علاقمند كه راه درست را نمي دانند از لحاظ مالي ضرر مي كنند و از لحاظ روحي نيز متحمل يك سري مسايل مي شوند كه درنهايت به اتفاق مثبتي منتج نمي شود. چند سال پيش فردي پيش ما آمد و گفت مي خواهم مبلغ زيادي را هزينه كنم كه خواننده شوم. ما جلسه اي گذاشتيم و او در شرايطي صداي خود را تست كرد. ما متوجه شديم كه او صداي خوبي براي خوانندگي ندارد و به او هم اعلام كرديم كه اگر براي خوانندگي هزينه كند به جايي نمي رسد و پول خود را بيهوده صرف كرده است. با اين حال او به جاي ديگري رفت و سرمايه زيادي را هم هزينه كرد اما به نتيجه اي نرسيد و از لحاظ روحي هم لطمه خود. ويژگي «شب كوك» اين است كه نياز نيست كسي سرمايه اي در آن بگذارد و در حضور استادان حرفه اي مي توان خوانندگي را تست كرد. در «شب كوك» كسي به دليل مسايل مالي بيهوده از شركت كننده تعريف و تمجيد نمي كند و فرد نظر واقعي داوران را مي شنود و در فضايي قرار مي گيرد كه مي تواند به راحتي توانمندي هاي خود را تست كند.

*شايد با توجه به اينكه انتظاراتي از تلويزيون به عنوان بخشي از رسانه ملي وجود دارد اين برنامه مي تواند براي نسل جوان و علاقمند به موسيقي سودمند باشد و استعدادهايي را هم به درستي هدايت كند.

هادي دميرچي: بله خوشبختانه اين اتفاق در «شب كوك» رخ داده است و دوستان مي توانند بدون استرس و هزينه هاي مالي خود را تست كنند.

*از كساني كه توانستند وارد «شب كوك» شوند افرادي كه پيش از اين خودشان هم هزينه هايي كرده باشند، وجود داشتند؟

هادي دميرچي: «شب كوك» بيشتر دنبال استعدادهاي ناب بود، كساني كه به واسطه تشويق خانواده و اطرافيان به برنامه آمده بودند و غالبا افرادي بودند كه وسع مالي ضعيفي داشتند. همچنين كساني كه مي خواستند با كمك «شب كوك» ديده شوند اگر هم به آموزشگاه ها رفته بودند چيزي از آنها منتشر نشده بود و خود ما هم به دنبال اين بوديم كه كساني كه چنين تواني ندارند به برنامه بيايند.

مجيد دميرچي: «شب كوك» اگرچه يك مسابقه است اما دقيقا يك كلاس آموزشي است و كسي كه به اين برنامه بيايد در بدو ورود و براي تست صدا ديگر نيازي به آن همه آموزشگاه ندارد.

*پربيننده شدن «شب كوك» چقدر شما را براي توليد فصل بعد برنامه به تكاپو انداخت؟

بابايي: اين مساله كار ما را بسيار سخت كرد. البته آنچه كه به عنوان پربيننده ترين برنامه نصيب ما شد، از طرف مردم بود و از اين بابت خدا را شكر مي كنيم. اين مساله همچنين حاصل چند اتفاق بود؛ اولا كه برنامه صد قسمت بود و قسمت هاي اصلي به نوروز رسيد و از قبل هم مي دانستيم وقتي برنامه جدي تر شود مردم بيشتر آن را دنبال مي كنند. به هر حال مردم شايد نتوانند 210 نفر شركت كننده را پيگيري كنند اما با 12 نفر نهايي ارتباط بيشتري برقرار مي كنند. مخصوصا من تاك شوهايي را طراحي كردم و درباره زندگي خصوصي نفرات آخر با خودشان صحبت كردم كه نوعي درگيري براي مردم ايجاد كرد. همچنين من فانتزي و طنز برنامه را هم در نوروز بالا بردم. از طرف ديگر در ايام نوروز سريال هايي پخش شد كه خيلي خوب نبودند بنابراين مردم به شبكه نسيم كه برنامه هاي سرگرمي و با نشاط را فراهم كرده بودند، گرايش پيدا كردند مخصوصا با حضور مهران مديري كه افتخار ماست و رامبد جوان كه زحمت زيادي مي كشد، «شب كوك» نيز به آنها پيوست و يك سه ضلعي را تشكيل داد. در فصل بعد كار سخت تر مي شود، مردم انتظار دارند «شب كوك» سرحالي را ببينند و فانتزي ها در برنامه ادامه داشته باشد كه ما قطعا اين فضا را با تنوع بيشتر ادامه مي دهيم. ما در طرحي كه به شبكه داده ايم اتفاقات جديدي داريم. آيتم ها ديگر فقط معطوف به صحنه، من و شركت كنندگان نيست و پلي بك هايي خارج از صحنه داريم و قطعا مسئوليتمان خيلي سنگين تر مي شود. اين جزو اتفاقات نادر است كه برنامه اي در مدت كوتاهي از توليد بتواند در ميان همه شبكه ها به اثري پربيننده تبديل شود. ما همچنان شبانه روز بيداريم، برادران دميرچي درگير دكور و قرارداد هستند و من درگير نوشتن آيتم ها و ديدن ويدئوهاي ارسالي هستم و تفريبا روزي 17 ساعت كار مي كنم.

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 13:41

صفحه بندی