فخرالدين صديقشريف را سالهاست در تلويزيون و بيشتر در سريالهاي تاريخي ميبينيم. مانند نقشهايش بهآرامي سخن ميگويد و پنداري مخاطب را به آرامش دعوت ميكند. در سال 1334 در تهران متولد شد و كار تئاتر را از سال 1355 آغاز كرد و در اولين كار تلويزيونياش نقش سيدجمالالدين اسدآبادي را بازي كرد و بعد از آن در سريالهاي مختلف تاريخي و حوزه دفاعمقدس ايفاي نقش كرد. بهمناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر در زيرآلاچيق با او گفتوگو كردهايم تا از نقشهايش در سريالهاي "در چشم باد"، "كيميا" و... بگويد.
از حضورتان در سريالهاي دفاعمقدس بگوييد.
هم كارهاي سينمايي مرتبط با دفاعمقدس انجام دادهام و هم كارهاي تلويزيوني. سريال «در چشم باد» كه اخيراً هم از شبكه آيفيلم بازپخش ميشود، جنگهايي را به نمايش گذاشت كه از زمان ميرزاكوچكخان شروع و به دفاعمقدس ختم ميشد و تلويحاً بنده در بطن آن سريال بودم.
با نقشهايي كه مرتبط با دفاعمقدس است چگونه ارتباط برقرار ميكنيد؟
بازيگر موظف است به هر نقشي كه قرار است بازي كند نزديك شود و حس و حال آن مقطع را درك كند و اين موضوع در بيننده هم خيلي تأثير دارد. بنده هم سعي ميكنم ويژگيهاي نقشي را كه بازي ميكنم در خودم زنده كنم.
سريال «كيميا» آزادسازي خرمشهر را بهتصوير كشيده بود. شما كدام بخش از اين سريال را ميپسنديد؟
بهدليل اينكه بنده دوران انقلاب و دفاعمقدس را لمس كردهام، سريال «كيميا» برايم خيلي حس نزديكي داشت و تمام صحنههايي كه در سريال «كيميا» اتفاق افتاد، در زمان واقعي جنگ، لحظهبهلحظه آن صحنهها را لمس كردهايم. صحنههايي كه خانوادهها به يكديگر كمك ميكردند خيلي برايم ملموس بود و آن صحنهها مرا به گذشتهها برد.
پس سريال كيميا براي شما نوستالژيك بود.
بله، همينطور است و بنده هميشه خودم را مديون رزمندگاني ميدانم كه از همه زندگيشان گذشتند تا اين انقلاب بماند و تا زماني هم كه زنده باشم در خدمت هنر انقلاب هستم.
كداميك از نقشهايي كه بازي كردهايد به شخصيت واقعي خودتان نزديكتر است؟
نقش «حاج قاسم» در سريال "در چشم باد".
تعريف شما از آرامش چيست؟
آرامش بهطور كلي از دو چيز نشئت ميگيرد. يكي از كل جامعه، يعني اگر جامعه آرام باشد اين آرامش به همه مردم منتقل ميشود و بخشي از آرامش هم از درون انسان نشئت ميگيرد.
سهم شما از آرامش چهقدر است؟
هميشه با توكل به خدا سعي كردهام كه به آرامش دروني برسم اما مسائل مربوط به جوانان از قبيل بيكاري و ديگر مشكلات، آرامشم را از بين ميبرند.
بهطور كلي از بازي در نقشهاي مثبت خسته نشدهايد؟
چند وقت پيش، نقش يك افسر بعثي به من پيشنهاد شد كه در وهله اول با اكراه پذيرفتم، ولي بعد به اين نتيجه رسيدم كه مخاطب هرگز اين نقش را از من نخواهد پذيرفت؛ بنابراين از بازي در اين نقش انصراف دادم. در واقع مخاطب هم نميتواند من را با نقشهاي منفي بپذيرد.
يك سريال چگونه بايد با مخاطب ارتباط خوبي برقرار كند؟
سريالهاي تلويزيوني بايد جنبه نمايشي داشته باشند اما در بسياري مواقع چنين نيست و بازيگران فقط فيلمنامه را روخواني ميكنند و بازي نميكنند و اگر اينچنين باشد طبيعتاً اثر با مخاطب ارتباطي برقرار نميكند.
الگوي شما در زندگي چه كسي است؟
الگوي من پدرم بود چونكه ايشان به مسائل اخلاقي خيلي اهميت ميداد و به حلال و حرام معتقد بود.
چه چيزهايي از ايشان آموختيد؟
خيلي چيزها. بهدليل اينكه ايشان خيلي معتقد بود، اين مسائل را به ما ياد داد و هميشه سعي كردم كه به سمت حرام نروم و به عقوبت الهي اعتقاد داشته باشم و به نظام خانواده احترام بگذارم.
صميميترين دوستتان چه كسي است؟
با فرزندانم خيلي صميمي هستم.
ماندگارترين شعري را كه شنيدهايد بخوانيد.
اسرار ازل را نه تو داني و نه من
وين خط مقرمط نه تو خواني و نه من
هست از پس پرده گفتوگوي من و تو
چون پرده در افتد نه تو ماني و نه من
بزرگترين تفريح شما چيست؟
در كنار خانواده بودن، بزرگترين سرگرمي من است و با اهالي خانواده براي اوقاتمان برنامهريزي ميكنيم.
راست ميگويند كه پول بازيگرها از پارو بالا ميرود؟
متأسفانه مدتي است كه اين شايعات را ما هم ميشنويم. در افكار عمومي اينگونه عنوان ميشود كه اين حركت كاملاً حساب شدهاست و ميخواهند مردم را در مقابل بازيگران قرار دهند. ستارها ممكن است در مقاطعي دستمزد بالايي بگيرند اما اين مدت بسيار كوتاه است.
پس شايعات را دوست نداريد؟
به هيچ وجه. شايعه نوعي نيرنگ كثيف است.
مهمترين اتفاق جهان بهنظر شما چه چيزي بوده است؟
اتفاقات بزرگي در دنيا رخ داده است، اما بدترين اتفاقي كه سراغ دارم بمباران هيروشيماست.
ورزشكار مورد علاقه شما چه كسي است؟
راستش را بخواهيد، همه ورزشكاران را دوست دارم.
خودتان هم ورزش ميكنيد؟
زياد نه. اهل ورزش نيستم.
خواننده مورد علاقه شما كيست؟
در خوانندگان سنتي ميتوانم بگويم كه شهرام ناظري و در پاپ هم آقاي خواجهاميري و چاوشي را خيلي دوست دارم.
كلام آخر
اميدوارم كه مسئولان به زندگي هنرمندان نگاه ريزبينانهتري داشته باشند و همه بازيگران پركار شوند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان