خرید بک لینک

صدرالدين شجره يك بازيگر تواناست و در تئاتر هم هرازگاهي به بازي ميپردازد. امسال هم صداي زيبايش را زينتدهنده نمايش «اژدهاك» كرد كه نوشته بهرام بيضايي و به كارگرداني مهدي پورخياط است و در بخش به علاوه فجر سي و چهارمين جشنواره تئاتر فجر حضور داشت. شجره يكي از چهرههاي نامآشناي برنامههاي فرهنگي ـ هنري راديو و بويژه نمايش راديويي است. شجره در طول چهار دهه فعاليت مستمر در شبكههاي مختلف راديويي و در برنامههايي چون چشمانداز (شبكه سراسري)، جمعهها با تئاتر (شبكه فرهنگ)، رنگينكمان هنر (شبكه تهران)، توان مثبت (شبكه تهران) و گفتوگوي هنر (شبكه گفتوگو) به عنوان گوينده و كارشناس ـ مجري حضور داشته است، اما از همه اينها مهمتر نمايشهاي راديويي است كه صدرالدين شجره نويسندگي، تنظيم براي راديو و كارگرداني آنها را به عهده داشته است: اقتباس راديويي از شاهكارهاي ادبي چون راه آزادي (هوارد فاست)، خوشههاي خشم (جان اشتاين بك)، پدران و فرزندان (تورگنيف)، خانه عروسك، خانه اشباح و جان گابريل ثوتمن (ايبسن)، مسخ (كافكا)، روز تا پايان تيرگي (شجره)، تقريبا تمام آثار چخوف و نيز اكثر نمايشنامههاي اكبر رادي ازجمله نمايشهاي راديويي شنيدني هستند كه صدرالدين شجره نويسندگي، تنظيم و كارگرداني آنها را براي راديو به عهده داشته و در برخي از آنها بازي كرده است.

ماحصل چهار دهه فعاليت شجره در راديو، او را به يكي از پيشكسوتاني تبديل كرده كه حضورش در راديو نعمتي است. شجره از معدود گويندگاني است كه درجه (mc (master control را دريافت كرده است. اين درجه به گويندگاني اعطا ميشد كه فنبيان خوبي داشتند و بداههپردازان قابلي بودند. بداههپرداز نه به اين معنا كه مخاطب را سرگرم كند بلكه به اين معنا كه به او اطلاعات كافي بدهد. شجره سالها در دانشگاه صدا و سيما به تعليم جوانها پرداخته است. وي در آخرين فعاليت بازيگرياش در سريال معماي شاه در نقش سپهبد اسفنديار قرهباغي حضور پيدا كرده است.

جام جم با اين بازيگر پيشكسوت درباره حضورش در معماي شاه گفتوگويي انجام دادها ست كه درادامه آمده است :

در اغلب ژانرهاي تلويزيوني بازي كردهايد. بازي در سريالهاي تاريخي چه ويژگيهايي دارد؟

كارهاي تاريخي معمولا دو گونه است. گونه اول كارهاي تاريخي است كه مربوط به روزگار كهن بوده و گونه دوم تاريخ ميانه و معاصر است كه براي من جذابيتهاي بيشتري دارد. نكته مهم درباره سريالهاي تاريخ معاصر اين است كه يكسري چالش براي تمام عوامل وجود دارد و بيشتر مردم از شخصيتهاي معاصر تاريخي شناخت و تصويري در ذهن دارند. بنابراين بايد با دقت سراغ روايت اين شخصيتها رفت؛ كارگردان بزرگي مثل علي حاتمي كه استاد روايت تاريخ معاصر است. زماني كه سريال درباره دوران قاجاريه ميساخت چون فاصله كوتاهي با زمان معاصرش داشت آدمهايي كه تجربه زندگي در دوران قاجاريه داشتند نقدهايي را به كارهايش وارد ميكردند. براي مردم چون تصوير ذهني از تاريخ كهن ندارند باورپذيري اين كارها آسانتر است، پيامي كه سريالهاي تاريخي معاصر ميتواند به مخاطبان منتقل كند ملموستر و اثرگذارتر هم ميتواند باشد.

در سريال معماي شاه بخش مهمي از تاريخ 50 ساله پهلوي دوم روايت ميشود. به نظر شما اين بخش از تاريخ معاصر چه تبعاتي براي كشور داشته است؟

من در دوران جواني بخشي از اين دوران را تجربه كرده بودم. در اين بحث ميتواند كليت اين دوران مطرح شود و براي برخي جذابيت داشته باشد يا براي من بازيگر بازي در نقشي كه مربوط به اين دوران است مهم و حائزاهميت باشد. نقشم را در معماي شاه خيلي دوست داشتم. به نظرم مردم داور خوبي براي قضاوت درباره شيوه بازيام در معماي شاه هستند.

قبل از بازي در سريال معماي شاه تجربه همكاري با محمدرضا ورزي را داشتيد؟

معماي شاه اولين تجربه همكاري با محمدرضا ورزي و تجربه بسيار موفقي بود.

آيا از ابتدا قرار بود نقش تيمسار قرهباغي را بازي كنيد؟

بله، از ابتدا هم براي اين نقش با من صحبت شد.

آيا تيمسار قرهباغي را ميتوان به خاطر فعاليتهايش يك چهره خاكستري دانست؟

بله، موافقم و در بازي سعي كردم چنين تصويري از قرهباغي ارائه كنم. روز اول قرار شد چند سكانس ديگر به فيلمنامه براي اين نقش اضافه شود. اين سكانسها به پررنگ شدن وجوهات خاكستري قرهباغي كمك بيشتري كرد.

چهره سمپات و مهربان شما هم به تشديد اين ويژگي تيمسار قرهباغي در سريال كمك كرد؟

نميدانم (با خنده) از آقاي ورزي بپرسيد.

در اغلب كارهايتان نقش آدمهاي موجه و باشخصيت را بازي كردهايد؟

بله، در اين سريال هم تصوير تيمسار قرهباغي آدم محكم و جدي است.

چقدر تصويري كه از تيمسار قرهباغي در سريال معماي شاه ارائه ميشود توام با واقعيت صرف است؟

محمدرضا ورزي دستم را براي بازي در اين نقش باز گذاشت و من را در جهت ارائه استنباطم از اين شخصيت حمايت كرد. خود من از آدمهاي نظامي و ارتشي شناخت زيادي داشتم و جنس نوع رفتار و برخوردشان را ميشناختم. با مطالعه درباره ويژگيهاي تيمسار قرهباغي توانستم با شناخت كامل بازيام را ارائه كنم.

سكانسهايي كه بعدا در مورد تيمسار قرهباغي اضافه شد مربوط به چه فصول تاريخي است؟

بيشتر رابطه قرهباغي با ستاد ارتش و كارهاي نظامياش بود.

تيمسار قرهباغي اصالتي آذري داشته است. چقدر تاكيد به استفاده از لهجه در مورد اين شخصيت وجود داشت؟

اصلا به سمت استفاده لهجه براي اين شخصيت نرفتم. طبق مستندات موجود قرهباغي با زبان فارسي سليسي صحبت ميكرد و حتي تهلهجه هم نداشت. محمدرضا ورزي تعدادي مدارك شنيداري و مكتوب درباره تيمسار قرهباغي به دست آورده بود و بر همين اساس نخواست از لهجه استفاده كنم.

در سريال معماي شاه چهرهپردازي شخصيتها به دو گونه انجام و در بخشي تلاش شده چهره بازيگر عين خود شخصيت تاريخياش باشد؛ مثل بازيگر نقش شاه و در بخشي هم تلاشي براي اين شبيهسازي انجام نشده است. در مورد گريم تيمسار قرهباغي به چه شيوهاي عمل شد؟

روي چهره من گريم پرحجمي انجام نشد و در حد فون زدن بود. به گواه كارگردان و تعدادي از دوستان چهرهام شباهت زيادي به چهره تيمسار قرهباغي داشت.

همدوره و هم سن و سال بودن تيمسار قرهباغي با شاه در ميزان ارتقاي شغلياش چقدر موثر بوده است؟

تاثير زيادي داشت و اين دو نفردوران زيادي را با يكديگر در دانشكده افسري گذرانده بودند. قرهباقي، فردوست و تعدادي ديگر از صاحبان مناصب بزرگ در ارتش جزو همدورهايهاي شاه بودند.

بازي در قالب شخصيتهاي نظامي براي شما چه جذابيتهايي دارد؟

ايفاي نقش شخصيتهاي نظامي تفاوتهاي زيادي با بازي در نقش آدمهاي عادي دارد. براي من ظاهر شدن در قالب چنين شخصيتهايي خيلي جذابيت داشت و اصلا اين نقش را به همين دليل متفاوت بودنش با ساير نقشهايي كه بازي كرده بودم پذيرفتم. شخصيتهاي خاكستري براي بازيگر قدرت مانور زيادي دارد.

شما از پيشكسوتان راديو هستيد. حضور در راديو چقدر برايتان داراي اهميت است؟

راديو خانه اصلي من است. من بازيگري را از تئاتر شروع كردم. در ايران و خارج از ايران اصول و مباني بيان را ياد گرفتم. شروع فعاليتم در راديو به اواخر دهه40 و كلاس دوم دبيرستان برميگردد. سال1344 در رشته فنبيان در ايران نفر اول شدم. سال 1345 جايزه دريافت كردم و همان سال به برنامه جوانان راديو دعوت شدم و چون به تئاتر علاقه داشتم در مدرسه به همراه دوستانم تئاتر و نمايشنامه اجرا ميكرديم و با ديدن بازيام توسط استاد رادي كه دبير بودند بواسطه ايشان جذب كارهاي هنري شده و در راديو و در برنامه جوانان مشغول به كار شدم. بتدريج جذب اجرا و كارگرداني و بازي در نمايشهاي راديويي شدم. يك بازيگر راديويي بايد حتما شيوه بازيگري را بلد باشد و نوع بيان و روايت و حتي در ديالوگگويي به صدا و قدرت بيان خوب نياز دارد.

چه تفاوتهايي ميان بازي راديويي و تئاتري وجود دارد؟

يك بازيگر راديويي تمام اصول، فنون و قوانين بازيگري را به شكلي نه تلويزيوني و نه راديويي، بلكه به شكل تئاتري ميشناسد و جلوي ميكروفن راديو بيان ميكند. اين بازيگر براي رسيدن به نقش در راديو همان كاري را ميكند كه روي صحنه انجام ميدهد. اگر شاهد اجراي يك نمايش راديويي باشيد، ميبينيد بازيگر با تمام چهره و بدن خودش نقش را ارائه ميكند. تفاوت فقط در اين است كه در راديو خيلي لحظهها بازيها غلوآميز بوده يا بروز احساسات كمي شديدتر باشد تا بتواند تخيل شنونده را با خود شريك كند؛ يعني شنونده را به يك تجسم ديداري برساند و بتواند بازيگر را در آن موقعيت تجسم كند. ولي از جهت تكنيك و ظرايف بازيگري تفاوت چنداني وجود ندارد.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 24 بهمن 1394 ساعت: 16:48

صفحه بندی