شهروز ابراهيمي، متولد 14 ارديبهشت 65 و دانشجوي انصرافي تئاتر است. در دوران نوجوانياش در هنرستان صداوسيما يك دوره آموزشي بازيگري را گذراند و از سال 78 مقابل دوربين همايون اسعديان رفت. او اين شبها با ايفاي نقش در سريال «دوردستها»، ميهمان خانههاي ماست.
از چه زماني به بازيگري علاقهمند شديد؟
از دوران نوجواني وقتي كه از دور به صفحه تلويزيون چشم ميدوختم، با حسرت نگاه ميكردم و هميشه آرزويم اين بود كه يك روز بتوانم در كارهاي تلويزيوني بازي كنم.
چطور وارد عرصه بازيگري و تلويزيون شديد؟
تلاشهاي زيادي كردم و آن زمان وارد شدن به تلويزيون واقعاً سخت بود و چون با سختي وارد شدم، هميشه سعي ميكنم كه حرمت تلويزيون را نگه دارم.
در انشاهاي مدرسه كه ميگفتند دوست داريد در آينده چهكاره شويد، چه مينوشتيد؟
خيلي از كارها را دوست داشتم. يك زماني دوست داشتم پزشك شوم و در يك دورهاي دوست داشتم خلبان شوم و چون پدرم تكنسين هليكوپتر بود از بچگي با فضاي اين جور كارها آشنا بودم و چون شغلهاي زيادي را دوست داشتم به اين نتيجه رسيدم كه بهترين شغلي كه ميتوانم خودم را جاي افراد مختلف قرار بدهم بازيگري است.
شغل ديگري هم داريد؟
خير. هيچ شغلي بهجز بازيگري ندارم.
نگاه شما به تلويزيون چگونه است؟
هميشه براي تلويزيون احترام خاصي قائل بوده و هستم و هميشه خودم را فرزند تلويزيون ميدانم و مانند بچهاي كه ممكن است از دست بزرگترش دلگير شود، اين روزها مقداري دلگير هستم.
دلگيري شما ناشي از چيست؟
ابتدا اين را بگويم كه سالهاست آقاي پورمحمدي را ميشناسم و خوب ميدانم كه ايشان بسيار دغدغهمند است و نگاه ريز و تيزبينانهاي به هنر نمايش دارد و اين را هم ميدانم كه مردم به رسانهملي تعصب دارند. برنامهاي كه بنده در شبكه جامجم اجرا ميكردم بسيار بيننده داشت و متأسفانه بعد از سالها اجرا در آن برنامه هنوز نميدانم كه دليل تعطيلي آن برنامه چه بود.
خودتان هم برنامههاي تلويزيون را دنبال ميكنيد؟
من جزو كساني هستم كه همه برنامههاي تلويزيون را دنبال ميكنم و برنامه «دورهمي» آقاي مديري و «خندوانه» رامبد جوان را بسيار دوست دارم و چون تلويزيون را خانه خود ميدانم، وقتي ميبينم مردم از ديدن برنامههاي تلويزيون لذت ميبرند، خوشحال ميشوم.
از «دوردستها» و نقشي كه در آن ايفا كردهايد، بگوييد.
با آقاي نصيري، مدير توليد اين سريال و با آقاي ارشاد از قبل رفاقت صميمانهاي داشتم. به بنده زنگ زدند و گفتند كه نقشي را براي من در نظر گرفتهاند. اين نقش باوجود منفي بودنش نقش خيلي خوبي بود. اما بعد از بستن قرارداد به من گفتند كه اين نقش حذف شده است و نقش ديگري به من پيشنهاد دادند و قول دادند كه در طول سريال اين نقش پرورانده شود اما متأسفانه اين اتفاق نيفتاد.
از بازي در اين سريال پشيمان نيستيد؟
خير. هر بار كه كار من از تلويزيون پخش ميشود خوشحال ميشوم، چونكه احساس ميكنم انرژيام را تخليه و با مخاطبانم ارتباط برقرار كردهام و اين حس برايم بسيار لذتبخش است.
از اينكه 30 سال ديگر بايد نقش يك پدربزرگ را بازي كنيد چه حسي پيدا ميكنيد؟
من دوست دارم تا وقتيكه جوان هستم آنقدر نقشهاي خوب بازي كنم تا هيجانات جوانيام تخليه شود و هنگاميكه به سن پيري رسيدم نقشهاي آن دوران را هم بازي كنم.
علم بهتر است يا ثروت؟
هر دو نياز است و نميتوان يكي از آنها را ناديده گرفت، اما چيزي كه از اينها با ارزشتر است تندرستي است.
با شنيدن چه خبري خيلي خوشحال ميشويد؟
هميشه با خوشحالي مردم خوشحال ميشوم و از صميم قلب به اين قضيه اعتقاد دارم و شعار نميدهم.
بازي چه كساني را دوست داريد؟
بازيگران بسيار خوبي در تلويزيون داريم اما اگر بخواهم از كسي اسم ببرم، شهاب حسيني را نام ميبرم. چون بازيگري است كه حتماً ماندگار خواهد شد. فرهاد اصلاني را هم خيلي دوست دارم.
بهترين خاطرهتان را در تلويزيون برايمان بگوييد.
«بهترين شب آرامش» بهترين خاطره من در دوران بازيگريام است، چونكه وقتي اين سريال پخش ميشد خيابانها خلوت ميشد.
نام آخرين كتابي كه خواندهايد؟
من خيلي رمان ميخوانم و رمانهاي مختلفي را دوست دارم و آخرين رماني كه خواندهام نامش «نيازم» بود.
اگر همين امروز يك ميليارد تومان به شما بدهند چهكار ميكنيد؟
بهسبب اينكه از اوضاع كاري و شغلم بياعتمادم و امنيت شغلي خوبي ندارم، قطعاً سرمايهگذاري ميكنم كه در آينده محتاج كسي نباشم.
اگر الآن به گذشته برگرديد چه شغلي را انتخاب ميكنيد؟
اگر بارها به قبل برگردم، باز هم همين بازيگري را انتخاب ميكنم اما بهدليل نگرانيهايي كه در اين شغل وجود دارد، سعي ميكردم كه بتوانم در كنار بازيگري شغل ديگري هم دست و پا كنم كه البته خيلي سخت است، چونكه هميشه دوست دارم روي يك كار متمركز شوم.
حرف آخر
بنده مشكلات مالي تلويزيون را بهخوبي لمس ميكنم و ميدانم كه مديران خوب رسانهملي با چه سختيهايي دستوپنجه نرم ميكنند اما با همه اينها از مديران رسانهملي خواهش ميكنم ما را فراموش نكنند.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان