تورج نصر،دوبلور و خالق كاراكترهايي چون «جيمبو»، «يوگي و دوستان»، «اي كيوسان»، «سالهاي دور از خانه» و ....اگرچه استعداد خاصي در بازيگري داشت، اما بعدها توانست به عنوان هنرمندي با صداي ماندگار در هنر دوبله ثبت شود.
به گفته وي با همه موفقيتهايي كه در تئاتر و موسيقي به دست آورده بود يك روز به منزل يكي از دوستان خود يعني «محمود نوربخش» دوبلور نقش «مارلون براندو» در «پدرخوانده» ميرود و به تعبير خودش دنيايش دگرگون ميشود واز وي ميخواهد كه به دوبله برود. در حال حاضر بيش از نيم قرن از فعاليت «تورج نصر» در هنر دوبله ميگذرد. وي مدتي را در بستر بيماري گذراند و چند ماهي است كه فعاليت خود را دوباره آغاز كرده است. خبرگزاري فارس به همين بهانه گفتگويي با وي انجام داده است كه درادامه آمده است:
**چقدر بازيگري و فعاليت در تئاتر توانست در فن بيان شما در دوبله تاثيرگذار باشد؟
-تئاتر و دوبله رابطه بسيار مستقيمي با يكديگر دارند چون در گويندگي به گويش صحيح نياز است و تئاتر اين امكان را براي بازيگر فراهم ميكند كه بتواند به اين گويش دست پيدا كند. زماني كه شما تئاتر بازي ميكنيد بايد درست صحبت كرده و كلمات را به شكل صحيح ادا كنيد. فراز و فرود تن صدا گويش شما را ميسازد و حتي تئاتر غير از گويندگي در سينما هم تاثير زيادي دارد و ما مي بينيم كه بسياري از بازيگران سينمايي بعد از دوره اي كار كردن در تئاتر وارد سينما مي شوند.
**چرا بعد از ورودتان در حوزه دوبله، تئاتر را رها كرديد؟
-فقط تئاتر نبود. غير از تئاتر من مدتي را هم با «فريبرز لاچيني» موسيقي كار كردم. او نوازنده زبردست كيبورد بود و ما دوستان خوبي با يگديگر شده بوديم. من هم مدتي با او همكاري داشتيم و درام ميزدم. اين همكاري بعدها قطع شد. هنوز هم وقتي مرا ميبيند با من دعوا ميكند كه چرا حوزه موسيقي را رها كردم(ميخندد).
در آن دوران يك روز به صورت اتفاقي يكي از آشنايان ما يعني «محمود نوربخش» كه در فيلم «پدرخوانده» به جاي شخصيت مارلون براندو گويندگي ميكرد باعث شد كه من وارد دنياي دوبله شوم. او گويندهاي بسيار عالي بود و به جاي بزرگان سينما صداپيشگي ميكرد. براي اولين بار كه نوربخش را ديدم محو شنيدن صداي او شدم و از او خواستم كه راهم را براي ورود به دنياي دوبله باز كند. . در ابتدا مخالفت كرد ولي با دو سه سال دوندگي توانستم وارد دوبله شوم.
**يعني انگيزهتان از ورود به اين عرصه صرفا لذت از صداي محمود نوربخش بود و دليل ديگري نداشت؟
-چرا دوبله را دوست داشتم. من با ورودم به اين عرصه سعي كردم از بزرگان اين حرفه كار ياد بگيرم. از زنده ياد مقبلي، چنگيز جليلوند، ابوالحسن تهامي، خسرو خسروشاهي، سعيد مظفري و... بسيار آموختم. اما شروع كار من با زنده ياد كسمايي بود. تمام شاگرداني كه او تربيت كرد، در حال حاضر همگي جزء بزرگان هنر دوبله هستند. ما از فردي مثل كسمايي گويندگي را آموختيم آن هم به اين شكل كه دو سال اول را سراپا براي تماشا و شنيدن دوبله آثار ميايستاديم و بعد از شش ماه شايد تنها يك يا دو خط به ما داده ميشد و همان را هم با ترس و لرز بسياري ميخوانديم. در آن زمان چون فيلمها به صورت آپارات بود اگر ما اشتباه ميكرديم فيلم را بايد نگه ميداشتند و دوباره ضبط را آغاز ميكردند. بنابراين تمام تلاش خود را ميكرديم كه ديالوگ را به درستترين شكل ممكن بيان كنيم.
**با توجه به صداي خاصتان در دوبله،كمتر گوينده نقشهاي اصلي بوديد، چرا؟
-بله همينطور است. البته در فيلمهاي ايتاليايي و يا آمريكايي بسيار خوبي هم گويندگي كردم و جاي شخصيتهايي چون «توتو» كمدين ايتاليايي و «سامي ديويس جونيور» صحبت كردهام. به نظر من فرق چنداني ندارد، گاهي ممكن است تا انتهاي فيلم هم با همان نقش مكمل حضور داشته باشم. صداي من لحن طنزي دارد كه بيشتر آثار كمدي به من سفارش ميشود.
**خيليها آمدند و رفتند اما جنس صداي شما منحصر به فرد است و كسي نتوانست مثل شما بشود.
-جنس صداي من در نسل جوان دوبله نيست. كسي نيامد كه آهنگ صداي مرا داشته باشد. به جاي شخصيتهاي كمدي و بخصوصي گويندگي ميكنم. شايد باورتان نشود اما خود من هم نقشهاي كمدي را بيشتر دوست دارم . چراكه فكر ميكنم صدايم روي كاراكترهاي كمدي بهتر مينشيند و به نوعي جنس صدايم براي آثار كمدي خلق شده است.
**در دو اثر جنگي با عنوان «ديده بان» ساخته ابراهيم حاتميكيا و «عمليات كركوك» ساخته جمال شورجه صداپيشگي كرديد، چه شد كه به اين دو كار دعوت شديد؟
-ايرج رضايي مدير دوبلاژ براي گويندگي در فيلم «ديدهبان» مرا به حاتميكيا معرفي كرد. وقتي آنجا رفتم از صبح تا ظهر بر سر دوبله اين فيلم با حاتميكيا بحث داشتيم. زمانيكه من شروع به دوبله كردم و اولين جمله را كه گفتم، گفت كه صدايم او را به ياد كارتونها مياندازد و مخالف دوبله من بود. ايرج رضايي از حاتميكيا خواست تا اجازه دهد در نقش جا بيفتم و زماني كه من چند جمله ديگر گويندگي كردم، حاتميكيا گفت خودش است! همين نقش باعث دوستي من و حاتميكيا شد.
**در آن فيلم كدهاي بيسيم را ميگفتيد؟
-بله. هرچند كوتاه بود اما حاتميكيا روي آن ديالوگها حساسيت داشت اما بعدها گفت كه اين همان چيزيست كه بايد باشد و ميخواستم. در «عمليات كركوك» هم به جاي يك شخصيت تقريبا كمدي صحبت ميكردم. به هر حال من را به خاطر نوع صدايم انتخابم ميكنند. اگر مدير دوبلاژ دقيق باشد ميتواند بر اساس صدا تشخيص دهد چه نقشي را بايد كدام گوينده بگويد. نوع صداي من هم به گونهاي است كه كمدي و طنز در آن جريان دارد و اگر روي شخصيت بنشيند، آن شخصيت هم جان ميگيرد، مثل «مرحوم عزت الله مقبلي» كه به جاي هر شخصيتي كه صحبت ميكردند، آن بازي در ذهن مخاطب ايراني ماندگار ميشد.
**شما زماني نقش «آقاي شهروندي» كه شخصيت شناخته شدهاي براي مردم است، را گويندگي كرديد. از ورودتان به آن پروژه بگوييد.
-بعد از انقلاب آقاي محمد عيوضي شخصيتي با نام «آقاي شهروندي» را نوشت كه يكي از آيتمهاي يك برنامه با اسم «جُنگ هفته» بود و اين اولين جنگي بود كه بعد از انقلاب روي آنتن رفت. آقاي صادق عبدالهي و محمد عيوضي كارگردانان اين جنگ بودند و اين شخصيت براي من انتخاب كردند.اين شخصيت ابتدا با اسم آقاي شهروندي و بعد با اسم آقاي شرمنده شناخته شد چون اين شخص به هر مكاني كه ميرفت و هر نيازي كه از او برطرف ميشد به طرف مقابل ميگفت «شرمنده ام». البته اين عبارت تكيه كلام شيرازيها است و چون خود كارگردان هم شيرازي بود از آن استفاده شد.
**شما در راديو با منوچهر نوذري هم همكاري داشتيد.
-من حدود هشت سال با «منوچهر نوذري» در راديو و در برنامه «صبح جمعه با شما» همكاري داشتم. قبل از آن هم با زنده ياد «فرهنگ مهرپرور» همكار بودم و تقريبا ميتوان گفت حدود 35 سال است كه در راديو فعاليت دارم. نوذري را هيچگاه فراموش نميكنم. هميشه براي زنده ياد منوچهر نوذري احترام قائل بوده و هستم، چون نظير نداشت. او صدايي بي نهايت شيرين داشت و فكر ميكنم به شيريني صداي وي هيچ وقت نه در راديو، نه در دوبله و نه هيچ جاي ديگر جايگزيني نداشته باشد.
**در دهه چهل كه دوران طلايي دوبله بود، دوبلورهايي به اين عرصه ورود كردند كه نظيرشان ديگر پيدا نشد. بنظرتان چرا در نسل جديد دوبلورها، ستارههايي چون خسروشاهي و جليلوند ديده نميشود؟
-چون به خوبي تعليم نديدهاند و مثل ما دو سال ايستادگي و صبر نكردهاند. با ورود با اين حرفه ميخواهند راه صد ساله را يك شبه بروند و بعد هم پول خوبي بگيرند. به بسياري از جوانان ميگوييم به جاي اينكه در استوديو با موبايلشان بازي كنند در كنار دوبلورها بنشينند و تكنيكهاي گويندگي را ياد بگيرند. اما نسل كنوني صبر ما را ندارد. خود من هنوز در كنار افرادي چون «منوچهر اسماعيلي» مينشينم و ياد ميگيرم چون كار هنر هيچگاه تمام نميشود، هيچگاه نميتوان گفت من گوينده يا هنرپيشه خوبي هستم. به قول «شهاب حسيني» كه زماني ميگفت جرأت ندارد كه بگويد هنرپيشه خوبي است. چراكه در اين صورت هنرمندان هاليوودي چه بايد بگويند. هنر هيچ تمامي ندارد و هيچ كس نميتواند ادعا كند كارش در هنر به اوج خود رسيده است. در آن زمان اهميت زيادي براي دوبله فيلمها قائل بودند. مدير دوبلاژ ابتدا فيلمي را كه قرار بود دوبله شود، را در برابر دوبلورها نمايش داده و به توضيح هر كدام از شخصيتها ميپرداختند. درواقع ما ابتدا فيلم را ميديديم و بعد پروسه دوبله آغاز ميشد. انتخاب نقش براي دوبلور بسيار مهم بود. گاهي حتي وسط يك فيلم دوبلور را تغيير ميدادند. همين دلايل بود كه باعث شد دوبله ايران ماندگار شود. البته در آن زمان فيلمها بسيار خوب بودند و مثل الان نبود كه شما اگر در آشپزخانه هم باشيد چيزي از فيلم را از دست نميدهيد. نكته ديگر كه در دوبله فيلم تاثير داشت ترجمه آن بود. حضور يك مترجم خوب ميتوانست در ماندگاري دوبله تاثير داشته باشد.
**به نكته خوبي اشاره كرديد، درست است كه يكي از بهترين مترجمان واحد دوبلاژ در آن زمان حسين شايگان بود؟
-بله و هم اكنون سرپرست مترجمان شده است و خودش كمتر دست به ترجمه ميزند. آن زمان فيلمهاي خوبي ترجمه ميشد، مترجم خوب، بايد دستور زبان فارسي را بداند. ضمن اينكه مدير دوبلاژ هم در اين زمينه كمك ميكند. اين روزها شاهد حضور مترجماني قوي در صنعت دوبله نيستيم. دليلش هم آثاري است كه شاهد آن هستيم.
**بعضي وقتها در فيلمهايي از بداهه گويي يا اصطلاحا ديالوگهاي پس گردني استفاده ميشد، اين شكل ديالوگ گويي چه كاركردي داشت؟
-در فيلمهاي ضعيف با اين ديالوگها ميتوانستيم فيلم را نجات بدهيم. در زمان قديم ديالوگهاي پسگردني باعث ميشد كه مردم به سينما بروند و معمولا اين جنس ديالوگ ها براي فيلمهاي تجاري بيشتر استفاده ميشدند. از طرفي فيلمهاي «جان وين» محتواي چنداني نداشت و آثار وسترن هم با سليقه مردم چندان جور نبود. امروزه ديگر نميتوان فيلمها را با ديالوگهاي پس گردني دوبله كرد چون محتواي فيلم ها با اين نوع دوبله سنخيتي ندارد. البته مديران دوبلاژ اجازه بداههگويي در آثار انيميشن را تا جايي كه به محتواي اصلي لطمه اي وارد نشود به من ميدادند. به طور مثال مشابه ديالوگها را ميگفتم و مدير دوبلاژ ميگفت «خوب است» يا «آفرين همين را بگو». البته اين روحيه بداهه گويي را بيشتر كساني دارند كه در فضاي كمدي هستند و روحيهاي طناز دارند.
**البته تنوع آثاري كه در گذشته دوبله ميشد زياد بود اما در حال حاضر بيشترفيلم و سريالهاي كرهاي دوبله ميشوند.
-بله.ولي متاسفانه آثار كرهاي انگيزهاي به دوبلور نميدهد، ولي برخلاف آنها، فيلمهاي آمريكايي آنقدر با كيفيت هستند كه گاه بعضي از دوستان ميگويند كه انگار «مارلون براندو» فارسي حرف ميزند. در آثار آمريكايي و اروپايي هم ليپ سينكها به جا بوده و ديگر اينكه خود هنرپيشهها ديالوگها را بسيار خوب بيان ميكردند.
**به نظر ميرسد در گذشته ورود به عرصه دوبله بسيار سختتر بود؟
-بله. اوايل انقلاب هر كسي نميتوانست به راحتي وارد دوبله شود اما بعد از انقلاب، خود تلويزيون بنيانگذار اين مساله شد و با حضور بزرگان عرصه دوبله از آنها تستهايي گرفته ميشد. ما دخالت چنداني براي حضور گويندگان در سازمان و يا در اين حرفه نداريم بلكه اتفاقا خود من در جلسات هميشه اعلام كردهام كه ما به گويندگان جوان نيازمنديم. دوبلورهايي كه از اين دنيا رفته اند بايد جايگزيني برايشان وجود داشته باشد تا حرفه دوبله پابرجا بماند. چرا من بايد هميشه نقش كمدي بگويم و يا چرا بعد از زنده ياد اصغر افضلي ديگر كسي جايگزين او نشد، يا زماني كه مهدي آژير كه بنيانگذار دوبله انيميشن در ايران بود، رفت ديگر كسي نتوانست جاي او را بگيرد؟
اين روزها افرادي وارد اين حرفه ميشوند كه بيشتر بدنبال كار هستند و دوبله به جاي اينكه عشق آنها باشد شغل آنهاست.
اگر تربيت نسلهاي گويندگي به دست انجمن گويندگان باشد ميتوان اميدوار به آمدن صداهايي مناسب با نياز دوبله شد. چون اين ما هستيم كه ميدانيم چه صداهايي را نداريم و چه صدايي بايد جايگزين شود اما سازمان صدا و سيما چون ميبيند كه جوان ها بيكار هستند اجازه ميدهد كه هر كسي وارد اين كار شود. هم اكنون 120 نفر در واحد دوبلاژ سازمان مشغول به كارند و حتي در راهرو جايي براي ايستادن نيست. اگر شيوه ورود به عرصه دوبله به دست قديميها باشد آنوقت ديگر با اين مشكلات مواجه نخواهيم شد و باز هم ميتوان شاهد پرورش استعدادها باشيم. هنوز كسي به جاي بزرگان اين هنر كه سالهاست از ميان ما رفتهاند، نيامده است.
- - , .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان