خرید بک لینک

متولد 24 آذر 1323 است. بازيگري نامآشنا كه چهره مهربانش براي بينندگان تلويزيون و سينما آشناست. محمود عزيزي عضو هيئت علمي و استاد تمام دانشكده هنرهاي نمايشي و موسيقي، پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي معتقد است كه اين دغدغه هر انساني است كه بتواند هم از انسانهاي ديگر تأثير بپذيرد و هم به قدر توانش تأثير بگذارد. دغدغه و حس انساندوستي محمود عزيزي سبب شد تا در زيرآلاچيق، كمي از روزمرگيها و علاقهمنديهايش بپرسيم.

تحصيلات تا چه اندازه به حرفهاي بودن يك بازيگر كمك ميكند؟

تفاوت كسيكه دانش بيشتري در اين حرفه داشته باشد در مقابل كسيكه آگاهي كمتري دارد، كاملاً محسوس است. بازيگري كه دانش آكادميك و تجربه كافي داشته باشد، قطعاً از كسيكه فقط تجربه دارد يا كسيكه فقط آموزش آكادميك ديده، امتياز افزونتري دارد. گذشته از تمام اين مسائل، ما هيچ تئورياي نداريم كه برآمده از عمل نباشد. بهخصوص در زمينه تئاتر تمام تئوريسينهايي كه تاكنون در كتابها از آنها اسم ميبريم، بر مبناي آنچه كه اتفاق افتاده مطالعات و تحقيقات و پژوهشها و نگاههاي جديدشان را متمركز و استخراج كردهاند و خود اين نگاههاي جديد هم دوباره وقتيكه به مرحله عمل ميرسد، دچار دگرگوني ميشود و ارزش افزوده مييابد.

ميگويند كه محمود عزيزي هر نقشي را نميپذيرد؛ معيار شما براي ايفاي نقش در يك اثر چيست؟

دو حالت دارد: گاهي شما بهشدت گرفتار مشكلات مالي هستيد و حق انتخابتان خيلي محدود است و شايد اولين پيشنهاد را انتخاب كنيد؛ گاهي هم هست كه شما در موقعيت انتخاب قرار ميگيريد و وقتي ميخواهيد انتخاب كنيد، خيلي نگران روزمرگيتان نيستيد. در اينجا چند عامل هست كه اگر آنها در كنار هم باشند، خيال شما آسودهتر است: عامل نخست اين است كه متن خوب باشد؛ دومين عامل، كارگرداني است كه نگاهي پويا داشته باشد؛ و سوم آدمهايي هستند كه شما ميخواهيد در كنارشان قرار بگيريد. اين سه عامل اگر درست باشد، مسائل ديگر خيلي انتخاب شما را تحتالشعاع قرار نميدهد. اين سه عامل، در واقع عواملي هستند كه انتخاب را راحتتر ميكنند و آن كار ميتواند پاسخگوي نياز مخاطبانش باشد.

نقشهاي مثبت را دوست داريد يا نقشهاي منفي؟

يك نقش ممكن است منفي باشد، ولي جذابيتش بيشتر از يك نقش مثبت باشد؛ اما در اين زمينه هم در جامعه ما آنطور كه بايد كار نشده است. يعني محدود ميكنند كه شما فقط نقش مثبت بازي كنيد يا ذهن تماشاگر را هم محدود ميكنند به اينكه آدمها را در اين موقعيت ببينند. حال آنكه اين مثل يك بنّاست كه هم ميتواند ساختماني يك طبقه بسازد، هم ده طبقه. البته درست است كه برخي دستهبنديهايي هم ميكنند كه اين كمدين است و آن تراژدين. كسانيكه بازيگر هستند همه اين نقشها را ميتوانند كار كنند، ولي ممكن است استثنائاً بازيگري بهسبب توجه به بعضي از موارد مثل اندام بازيگر يا لحن بيان يا صورت و عوامل فيزيكياش مطلوب بعضي از نقشها نباشد. در گذشتهها حتي صداها را تقسيمبندي ميكردند. همانطور كه در تعزيه هم اين كار را ميكردند. چون صداي خوشي داشتند آنها را تربيت ميكردند كه امامخوان شوند و كسانيكه صداي متفاوتتري داشتند، شمرخوان ميشدند. در تئاتر و اپرا هم همينطور است. يعني جنس صدا هم حتي ممكن است در انتخاب يك بازيگر در جاهايي مهمترين عامل باشد.

از تعزيه گفتيد. خاطرم هست كه رساله دكتري شما درباره تعزيه بوده است. چهطور شد كه روي اين موضوع كار كرديد؟

در واقع مقايسهاي بوده با تراژدي تئاتر يونان، نوع نگاه حماسي برشت و تعزيه. يك مثلث در نظر گرفته بودم كه ببينم كجاها ميتوانند نقاط مشترك داشته باشند.

تعزيه را خيلي مختصر براي ما توضيح ميدهيد.

تعزيه يك آرمان بينظير دارد و آن ظلمستيزي است. همانطور كه شعار سالار شهيدان هم همين بود. اين ظلمستيزي ممكن است يكتنه باشد و ممكن است با صدها هزار نفر باشد. در واقع ذات و جوهره واقعه كربلا ظلمستيزي است؛ اما ميتوان از آن بهرهها و تعابير ديگري هم استخراج كرد.

بعضي معتقدند كه يك بازيگر حرفهاي بايد خود را مطلقاً در اختيار تصميمات كارگردان قرار دهد. نظر شما در اينباره چيست؟

در قرن بيستم در انگلستان فردي بهنام «گوردن گريك» مقالهاي چاپ ميكند و در آن بازيگر را بهمثابه يك عروسك مطرح ميكند. در چاپ بعدي، اين عروسك را مضاعف بر شعور ميكند. وقتي پيشنهادي به بازيگر ميشود و او متن را ميخواند، وقتي او آن متن و شخصيت را ميپذيرد، در واقع كسي را كه اين نقش را آفريده هم پذيرفته است. وقتي اين دو عامل در كنار هم قرار ميگيرند عامل سومي هم در اينجا مطرح ميشود و آن ذهن و نگاه و تحليل كارگردان و آورده بازيگر است. اگر اينها با هم همسو نشوند، قطعاً بازيگر صدمه ميبيند. بازيگر حتماً بايد آوردهاي داشته باشد و كارگردان هم هدف خود را مطرح كند تا معلوم شود اين آورده ميتواند در جهت تقويت آن هدف باشد يا نه. قطعاً كارگردان خشنود ميشود اگر بازيگر آوردهاي داشته باشد، چون در اين صورت مسئوليتش كمتر ميشود. بازيگري كه آوردهاي نداشته باشد، ميشود همان عروسك كه اول بحث مطرح كردم.

محمود عزيزي را بيشتر در كداميك از نقشهايي كه بازي كردهايد ميتوان يافت؟

انسان با خير و شرش انسان است. چندين صورت دارد. صورت بيروني و دروني، اجتماعي و... . من در همه نقشهايي كه بازي كردم چونكه وجه انساني را ميبينم همه نقشها برايم زيباست.

اهل نه گفتن هستيد؟

قطعاً، اما ممكن است نوع نه گفتنها فرق كند؛ همه انسانها وقتيكه كاري را ميخواهند انجام دهند، ممكن است ته دلشان بخشي با عنوان حوزه مخالفت وجود داشته باشد.

چه چيزي شما را شاد ميكند؟

وقتي آدمها را خوشحال ميبينم و هنگاميكه صداي قهقهه يك بچه را ميشنوم، از ميان جان خوشحال ميشوم.

بهترين دوست شما چه ويژگيهايي دارد؟

افراد معيارهاي خاص خودشان را دارند، اما كساني هستند كه از كودكي با يكديگر خاطرات مشتركي دارند. بهترين دوست من هم كسي است كه با او فصل مشتركهاي فراواني دارم.

كداميك از بخشهاي خبري تلويزيون يا راديو را دنبال ميكنيد؟

كلاً اخبار را دوست دارم و اطلاعات مقطعي را كه از راديو پخش ميشود گوش ميدهم. در تلويزيون هم بخش خبري 20 را دنبال ميكنم.

روزنامه هم ميخوانيد؟

سالها فكر ميكردم كه يك روزنامه معادل قطع كردن يك شاخه كوچك است، اما الآن فقط يك روزنامه را دنبال ميكنم.

نام آن روزنامه را ميگوييد؟

نه(با خنده)

شما در دوران جديد سازمان صداوسيما وقايع سازمان را دنبال ميكنيد؟

قطعاً. البته مديريت جديد را نميتوان به اين زوديها ارزيابي كرد، اما به هر حال آرزو ميكنم كه نگاه مديران جديد چند وجهي باشد، چون مخاطبان راديو و تلويزيون چند وجهياند.

با شنيدن كلمات زير چه چيزي در ذهن شما نقش
مي بندد؟

جاده: سفر، رهايي و فراغت

مردم: محبت و پشتوانه

تلويزيون: وسيلهاي كه اوقات فراغت را ميتواند خوب يا بد پر كند.

ليلي با من است: دوستي خيلي خوب با پرويز پرستويي

معراجيها: طنزي انتقادي- اجتماعي از يك موقعيت شغلي

مجلس: جايي كه ميتواند براي جامعه امنيت ايجاد كند

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 8 اسفند 1394 ساعت: 19:03

صفحه بندی